مراسم عزاداری قورتان
و محرم دوباره فرا می رسید، ماه قیام، ماه شهادت، ماه مردانگی، ماه انسانیت، غیرت، حمیت، ایثار، اصلاح، انقلاب، مسئولیت، عقیده، جهاد، شجاعت، حرکت، آگاهی و ماه حسین !! فلسفۀ این قیام چقدر زیباست و عمیق و در عین حال چقدر فراموش شده !
سالهای سال است که ماه محرم مردم ایران برای امام حسین مراسم عزاداری برپا میکنند. گوشه گوشه ایران در هر شهرو روستایی مردم سیاه می پوشند و هر کدام مراسم خاص خود را دارند. نگاهت را که بچرخانی میبینی که همه جا سیاه شده، لباسها، پرچمها، هر کسی یک حال و هوایی دارد.
دربرخی از نقاط کشورمان مراسم مذهبی ماه محرم به شکل خاص وقابل توجهی برگزار می شود که علاقمندان از نقاط مختلف کشور برای دیدن این مراسمها می آیند یکی از این نقاط روستای قورتان می باشد که مراسم زار ایام محرم در این محل می تواند دلیلی برای جذب توریسم فرهنگی باشد و با تبلیغ و اطلاع رسانی در مورد این مراسم می توان گردشگر جذب کرد.
عزاداری و بزرگداشت آقا ابا عبد الله واصحاب وانصارش سنت قدیمی و دیرینی دارد ولی از حدود 120 الی 130 سال قبل سادات و بزرگان وعلمای بنی الزهرای قورتان با توجه به شناخت وعلمی که از اهل بیت خوصوصاً امام حسین (ع) داشتند این نحوه ازعزاداری را بنا نهادند بطوریکه اصل عزاداری مبنی بر زنده نگه داشتن یاد وحماسه کرببلا و ابراز عشق و ارادت خود به امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و شهیدان کربلا و وحدت کلیه اهالی روستا بوده است. اهالی قورتان نیز بنا به سنت دیرین که متأثر از احترام آنان به سادات، علما و بزرگان می باشد به عزاداری، زنجیر زنی، دعا و تعزیه خوانی می پردازند.
مراسم عزاداری روستای قورتان علاوه بر، به پاس احترام بزرگداشت سید و سالار شهداء واصحاب و انصارش کلاً یک وحدت و انسجام و همبستگی را نیز در کل اهالی روستا حفظ کرده است و یکی از اهدافی بوده که در زمانی که این عزاداری را بنا نهادند همین موضوع بوده است.
در داخل قلعه حسینیه ای بود كه معماری آن با معماری قلعه همخوانی داشت ولی با بی توجهی مسئولین و ناآگاهی مردم تخریب شد وبجای آن حسینیه ای با معماری جدید ساخته شده است.و مراسم عزاداری در آن طبق سالهای پیشین و با همان سنت قدیمی برگزار می شود.
در سنوات قبل که هنوز حسینیۀ قدیمی وجود داشت، محرم که فرا می رسید اهالی روستا وکلیه فامیل ها دست به دست هم می دادند و حسینیه را برای محرم آماده می کردند از تمییز کردن، جارو کشیدن، تزیین کردن گرفته تا چادر کشیدن بر روی حسینیه که در این کاربزرگ و کوچک شرکت کرده وهمکاری می کردند. البته کار به شکلی است که هر قسمت کار به عهده یک فامیل است وفامیل ها در کار دیگری دخالت نمی کند و فامیل مذکور نیز خود را ملزم به انجام آن کار می داند لذا محرم که فرا می رسد می توان گفت اکثر اهالی روستا خود را ملزم به ماندن در روستا یا آمدن به روستا می کنند و بدین صورت یک اتحاد و انسجام خوبی را بوجود آورده و حفظ می کنند نمونه بارز این اتحاد را می توان در بر پایی این مراسم و در روز تاسوعا و عاشورای امام حسین (ع) دید.
مراسم زار روستای قورتان علاوه بر قدمت وسنتی بودنش از یک معنویت خاصی برخوردار است و همه اهالی را مجذوب خود نموده، بطوریکه تمام اهالی روستا در این ایام، در روستا حاضر می شوند، خوصوصاً در روز تاسوعا وعاشورا تمام کسانی که به شهرهای مختلف کشور مهاجرت کرده اند وبه ندرت به روستا می آیند در این روزها به روستا می آیند وبه تازگی در این سالهای اخیراین مراسم پای دیگران را نیز به روستا باز کرده که جای بسی خوشحالی است اما باید توجه و دقت لازم را داشت تا اصل عزاداری حفظ شود وسنتی بودن آن ازبین نرود.
زار
واژۀٔ زار در زبان فارسی به دو معنی است:
یکی به معنی حالت آشفته و نزار و خراب و دیگری نام یکی از موجودات تخیلی در جنوب ایران و کرانههای خلیج فارس است، ریشه افسانههای پیرامون زار از قارۀ افریقاست.
مراسم عزاداری در روستای قورتان با عنوان زار مطرح است. این مراسم زار در روستای قورتان در دهه اول محرم انجام می شود و از روز اول شروع وتا روز دوازدهم محرم ادامه دارد. کودکان نیز در این مراسم شرکت داده می شوند و اهالی روستا به دو دسته تقسیم می شوند، البته اهالی روستای بلان (روستای بلان درجنوب و 100 متری روستای قورتان واقع است که رودخانۀ زاینده رود این دو را از هم جدا نموده است. ) نیز در این مراسم همپای اهالی روستای قورتان شرکت می کنند.
یکی دستۀ سادات و دیگری دستۀ عام ها (عموم مردم) می باشد. سادات شال سبز یا مشکی (البته بیشتر سبز رنگ) به گردن می آویزند وعام ها هم از رنگهای دیگر استفاده می کنند و در هنگام شروع کردن وگفتن ذکر ها شالها را می گردانند که اصطلاحاً به آن شال گردانی گویند واین مطلب در داخل حسینیه بیشتر نمود پیدا می کند.
دسته ها را به صورت دایره تشکیل می دهند و کودکان ونوجوانان نیز در وسط دسته ها دایره ای تشکیل می دهند البته دستۀ عام ها به علت فراوانی و زیادی نفرات، بیشتر حالت تجمع دایره ای است.
نخل
نخل، گاهواره ای، یا تابوتی چوبین است که «نخل» يا «نقل» نمادی از تابوت امام حسين(ع) است. و یک علامت و نشانه سنتی قدیمی است که بسیار پرمعناست. نخل گردانی خاص مناطق کویر مرکزی ایران است.
نخل بزرگ قورتان، دارای چهار پایه اصلی، برای استقرار روی زمین است،نخل سنگین است و وظیفه لباس پوشاندن و به دوش گرفتن نخل بر عهده یک فامیل و طایفه است بدین صورت که هر پایۀ آن را دو فامیل بزرگ روستا که مسئول و متصدی آن هستند بلند می کنند و این کار در خاندان آنها موروثی است، یعنی افرادی كه در زير نخل قرار گرفتهاند اين افتخار را از اجداد خود به ارث بردهاند.
در طول سال در حسینیه نگهداری می شود و قبل از محرم نخل را با پارچه سياهی پوشانده و با پارچه های زربفت و شالهای ابریشمی رنگارنگ آن را می پوشانند که اصطلاحاً به آن جامه یا لباس پوشاندن نخل می گویند.
در هنگامی که نخل گردانی می شود به خصوص هنگامی که نخل در داخل حسینیه بر روی شانه های می گردد و تکان داده می شود جوانان و نوجوانان چندین بار از زیر آن عبور می کنند و بر این اعتقادند که با عبور از زیر نخل حاجاتشان برآورده می شود لذا نذر می کنند.
عَلَم
عَلَم یکی از وسیلههای نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجهای برنجین میگذارند و پارچههای رنگین قیمتی به چوب میبندند.
عَلم که به طرز زیبایی از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل میشود. هنگامی که از دوردستها و یا از میان انبوه مردم پدیدار میشود، یادآورِ گنبدها و گلدستههای آرامگاه امام حسین (ع) در کربلا است. عَلم معمولاً در پیشاپیش صف سوگواران حرکت داده میشود.
علمهای قدیمی تر معمولاً پایهای دارند که واژههای دینی بر روی آن برنگاشته شده است و دو اژدها با دهان باز از آن پاسداری میکنند. گاهی پهنای علمها به ۳ متر هم میرسد و غالباً 7 الی 11 زبانه دارند که زبانه میانی بزرگ تر از بقیه میباشد. حد فاصل زبانهها را هم با اشیاء فلزی که به شکل کبوتر و طاووس و لاله و گنبد و بارگاه و ... ساخته شده بود، پر میکردند. به کسی که علم را با خود حمل میکند، عَلمکِش میگویند. این شخص پایه علم را داخل بند تسمهای که به کمر و شانه خود بسته، قرار میدهد و با خم و راست شدن در برابر اماکن متبرکه، حالتی به وجود میآورد که به نظر میرسد علم در حال تعظیم و سلام کردن است. علم و لواء از وسائلی است که در جنگها از اهمیت اساسی برخوردار بود. البته بین علم و لواء تفاوتهایی وجود دارد.
روستای قورتان دو علم بزرگ چوبی دارد که هر کدام مخصوص دو فامیل بزرگ است و اینه قبل از محرم این علم ها را مرتب و منظم می کنند وبه آنها لباس می پوشانند و آنها متصدی بلند کردن و حمل آن هستند و کس دیگری در کار آنها دخالت نمی کند.
شخصی که نذر و نیتی دارد پارچه سبز رنگی را به عشق امام حسین(ع)، حضرت علی(ع) و دیگر ائمه اطهار بر علم میبندد و در حقیقت هر تکه پارچهای که بر علم بسته میشود در حقیقت خواهش و تمنایی است.
علم ها معمولا در طول سال در حسینه نگهداری می شوند.
روستای قورتان یک علم فلزی 7 زبانه ای دارد که توسط جوانان پر زور و بازوی عاشق ابا عبد الله و اهل بیت جهت عرض ارادت به محضر ایشان، آن را بلند کرده و حمل می کنند. حمل این علم های بزرگ چوبی و فلزی بخاطر سنگین بودن و نیز لنگر زدنشان بسیار دشوار است و علامت گیرها پی در پی تعویض می شوند.
پرچم و علمی که در جلوی دستههای عزاداری و برای مشخص کردن دستهها از هم استفاده میشود،و یادگاری از علم (پرچم) حضرت عباس است، به همراه دو علم کوچک توسط نوجوانان حرکت داده می شود.
طبال و سنجیان
دیر بازی است که طبل، سنج و نی یا فلوت و دیگر آلات موسیقی جای خود را در عزاداری باز کرده است. در ماههای عزاداری همهجا نوحههایی با آهنگهای پاپ به گوش میرسد و کم، کم مرز میان موسیقی پاپ و آهنگهای مذهبی از بین رفته،به طوریکه نمیتوان مرزی میان این دو نوع موسیقی تشخیص داد.
در قورتان طبل زنان و سنج زنان هم هر کدام یک فامیل جدا هستند که آنها هم این کار را از اجداد خود به ارث بردند و اجداد آنها هم طبل زن و سنج زن بودند، و مثل تمام طبل زنها و سنجیان این گونه ارادت خود را به مولایشان نشان می دهند.
سینه زنی و زنجیرزنی
سینه زدن هم رسمی ایرانی است که از ایران باستان به جا مانده. همچنین رنگ سیاه پوشیدن در عزاداری (برای اعلام و نمایش عزادار بودن) خاص ایرانیان بود و هنوز هم در میان عرب رسم نیست. برای همین، متعصبان اهل سنت به این امور "شعار الجاهلی" میگفتند.
هیات های سینه زن و زنجیر زن معمولاً فعالترین و پرطرفدارترین دسته های عزاداری شهرها و روستاها هستند. معمولا در شبهای محرم، اعضا و جوانان این دسته ها، با تاریک شدن هوا در تکیه ای جمع شده و پس از سخنرانی یک روحانی و شنیدن مداحی، شروع به به سینه زنی و زنجیر زنی می کنند. در روستای قورتان عکس این قضیه است یعنی هیئت و دستۀ سینه زنی و زنجیر زنی از مسجدی در شرق روستا حرکت خود را شروع کرده وبه حسینیه می آیند.برای یادآوری دم، معمولا از قطعات شعری کوتاه استفاده می شود. کلیه دسته ها در انتهای دم خود، یک بخش مشترک با گروه دیگر دارند مثل "حسین یکه و تنهاست" که با رسیدن به آن دسته بعدی شروع به سینه زنی و خواندن دم خود می کند.چندین طبل و سنج زن مسئول ریتم بخشیدن و هماهنگ کردن سینه زنان و زنجیرزنان هستند.با رسیدن دستۀ عزاداران به حسنیه افراد حاضر در حسینیه به احترام عزاداران برخواسته و همراه آنان سینه زنی می کنند مدتی به همین منوال سینه زنی می کنند و مردان و زنان هم از شنیدن صدای طبل و سنج به حسینیه می آیند و با اتمام عزاداری ، روضه شروع می شود.
روضه
یکی از پر مخاطب ترین برنامه های مذهبی برپایی روضه است. روضه مجلسی مذهبی است که در خانه ها، مساجد،حسینیه ها و تکیه ها برگزار می شود و معمولا زنان مخاطبان اصلی آن هستند. در قورتان اهالی روستا پس از نماز جماعت مغرب و عشاء به خانه های خود می روند و پس از استراحت
چاوش خوانی
چاوش نوعی آواز است که با صدا و آواهای خوش شوق زيارت را در دل ها برمی انگيزند.
در قورتان چاوش خوانان به همراه کاروانان زيارتی، زائران را همراهی می کنند یا با چاوش خوانی به استقبال آنها می روند، در قورتان تعزیه ها هم معمولاً با چاوش خوانی شروع می شود که این سنت هم رسمی قدیمی و دیرینه دارد.
مراسم زار
قبل از برگذاری مراسم زار در حسینیه با گذاشتن نوار در پشت میکروفن اهالی روستا را دعوت به شرکت می کنند، که زمان برگذاری مراسم زار تقریباً نزدیک غروب آفتاب است و کیفیت آن بدین صورت است که دستۀ سادات در جلو دستۀ عام ها حرکت می کند و شروع کنندۀ زار می باشد به این صورت که در ابتدای مسیر ابتدا دستۀ سادات ذکر « امام محمد است و علی، لعن بر قاتلان امام حسین » را می گویند و سپس دستۀ عام ها ذکر « رحمت خدا بر موالیان امام حسین » را در جواب دستۀ سادات می گویند.
متصدیان علم ها نیز علم ها را از حسینیه خارج کرده و در اول هر دو دسته قرار می گیرند.
برای هر روز از محرم ذکرهای خاصی را تعیین کرده اند (آخر مطالب ذکر ها آورده شده است.) که دسته عام ها در هر روز ذکرشان ثابت است و آن همان ذکر اولی است که دستۀ سادات پس از شروع مراسم می گوید ، اما دستۀ سادات برای هر دو منزل یک ذکر دارند که جمعاً 12 منزل داخل قلعه و اطراف حسینیه می گردند یعنی 6 ذکر برای هر روز تا اینکه به درب حسینیه برسند.
نخلیان، نخل را از درب جنوبی آن خارج می کنند و به استقبال دسته ها میر وند ، دستۀ سادات که به درب حسینیه رسید پس از جواب دادن دستۀ عام ها در جواب آخرین ذکر دستۀ سادات ، ذکر های کوچک دیگری را با لحنی متفاوت بیان میکند و دستۀ عام ها نیز فرد اول آن را تا آخر در جواب دستۀ سادات می گوید در این حین گروه طبل زنان وسنجیان نیز بعد از تمام شدن اولین فرد دستۀ سادات فعالیت خود را شروع می کند و پشت سر نخل وارد حسینیه می شوند، هر دو دسته نیز ذکر گویان وارد حسینیه می شوند در داخل حسینیه نیز ذکر هایی خوانده می شود و ختم مراسم بدین صورت است که دستۀ سادات پس از جواب آخرین ذکر دستۀ عام ها پر شال خود را به گردن مس آویزند و ذکر حسن را با تعظیم می گوید، دستۀ عام ها نیز همین کار را با ذکر حسین انجام می دهند. بعد از آن حسن ختام کار دعایی به سبک قدیمی و سنتی خوانده می شود که اهالی در جواب هر فرد آن آمین می گویند، سپس اهالی برای نماز جماعت حاضر می شوند.
مراسم زار در این دوازده روز به همین منوال است با این تفاوت که هر روز ذکرهای مخصوص به خودش را دارد و در روز تاسوعا دو زار می گیرند یعنی علاوه بر زار معمول یک زار دیگری هم برگزار می کنند که به آن زار خاک می گویند.